شمس الدين احمد
129
خزائن الملوك ( فارسى )
درد لازم بودنست پس هر عضوى كه ضعيفتر و گرمتر و با الم باشد و رگهاى حوالى آن ممتلى بود احتمال قوى انتقال ماده بدان عضو مىباشد و اطباى ماهر گفتهاند كه بحران حمى محرقهء خالص برعاف باشد و بحران حميات غب بقى باشد يا باسهال يا به عرق و بحران تپ بلغمى و تپ ربع به عرق باشد يا باسهال و بحران مرض سرسام بيشتر به عرق بود يا برعاف و بحران ديگر امراض سر بمخاط باشد يا بدمعه يا بپالايش ريم از گوش و بحران اعلال اعضاى تنفس بنفث باشد و بحران آماس مقعر كبد به عرق بود يا بقى يا باسهال و بحران آماس محدب كبد به عرق باشد يا بادرار و بهترين بحرانها خصوصا در حمى دموى رعافست پس اسهال پس قى پس ادرار بول پس عرق درجك چهارم در تفصيل ايام باحورى و ايام انذار و ايام واقع فى الوسط و غيرها بايد دانست كه من جملهء بحارين بعضى هر چهار روزى باشد و بعضى هر هفت روزى و قوت بحرانهاى چهارگانى تا بست روز تمامتر بود و قوت بحرانهاى هفتگانى تا چهل روز و اين بحرانها جيد باشد كه حسب دور قمر بود و علامات و نضج يار و شاهد باشد و غير اينها خلاف دور قمر و بلا علامات و نضج آنچه واقع شود نكسيه و رديه باشد و پس از چهل روز بحران بعد از بست روز واقع شود و آن را بحران بستگانى گويند و قوت آن تا روز صد و بستم باشد و بقراط پس از روز صد و بستم ايام بحران را نشمرده اما متاخرين گفتهاند كه پس از صد و بست روز بحران پس از هفت ماه واقع شود يا پس از هفت سال يا پس از چهارده سال يا پس از بست و يك سال كذا فى مطولات الطب و روز چهلم را آخر بحرانهاى حاده و اول بحارين مزمنه قرار دادهاند و ايام انذار كه سابق ازين در درجك اول مرقوم شده بحسب تغيرات هريكى از انها نصف بحران تام باشد و ازين ممر اطبا آن ايام را نيز در ايام بحارين شمردهاند و نزد ايشان تغير و تبدل ايام انذار و ايام باحورى باهم واقع مىشود چنانچه گفتهاند كه هرگاه در امراض حاده روز اول اثر نضج پديد آيد بحران روز چهارم افتد و اگر مطابق تاثير سرعت سير قمر مرض بغايت حاد و سريع الحركت بود روز سوم بحران واقع شود و اگر روز چهارم يوم انذار بود و بيمارى گرم باشد بحران روز هفتم بود و اگر بيمارى آهسته بود بحران روز نهم باشد و اگر بالتقدير روز سوم روز انذار شود بحران بروز ششم حادث گردد و ردىتر باشد و اگر روز هفتم يوم انذار واقع شود بحران در يازدهم يا در چهاردهم افتد و اگر روز چهاردهم يوم انذار واقع شود بحران در هفدهم يا هژدهم يا بستم يا بست و يكم وقوع يابد و اكثر در بستم بود و اگر روز بستم روز انذار باشد بحران بروز چهلم افتد و بسيار بود كه روز هفتدهم يوم انذار باشد و بحران از بست و يكم بگذرد و بروز چهلم افتد و بسا باشد كه در امراض